پرتو خورشید
Tuesday, 6 May 2014
اولینبار در خواب دیده بودماش
گفتم از آشنایی شما خوشوقتم. خندید و گفت من آشنای توام. و تنبورش را نواخت و نواخت... آری او درست میگفت، بارها او را در خواب دیده بودم.
شکرانه | سیدخلیل عالینژاد
2 comments:
Shahireh
7 May 2014 at 01:40
عجیبه
این روزها خیلی به کلمه آشنا برخوردم
حتما آشنایی در راه است
:)
Reply
Delete
Replies
Reply
پرتو خورشید
7 May 2014 at 13:43
ای جان... امیدوارم :)
Reply
Delete
Replies
Reply
Add comment
Load more...
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
عجیبه
ReplyDeleteاین روزها خیلی به کلمه آشنا برخوردم
حتما آشنایی در راه است
:)
ای جان... امیدوارم :)
ReplyDelete