پرتو خورشید
Sunday, 3 March 2013
به جهان که دیده صیدی که بترسد از رهایی؟
آخر شب به او گفته بود تمام آرزوهایش را روی کاغذ بنویسد
صبح که بیدار شد، کوهی از آرزوهای مچاله شدهاش را زیر میز کارش پیدا کرد
No comments:
Post a Comment
Newer Post
Older Post
Home
Subscribe to:
Post Comments (Atom)
No comments:
Post a Comment