Monday, 24 September 2012

دو قسمت از یک لیوان: نیمه خالی؛ نیمه پُر

قضیه شکل اول:
غذا را نجویده قورت می‌‌دهد؛ با اظهار نظرهای عجولانه احساسات‌اش را ابراز می‌‌کند. به عقایدت بی‌توجه است و مدام درحال قضاوت دیگران...
وقتی خوش‌حال است از ته دل می‌‌خندد و اگر‌ عصبانی‌، اصلا لازم نیست چیزی بگوید، از چشمان‌اش می‌‌فهمی‌... دوستت که داشته باشد تا پای جان می‌‌رود؛ اما وای! از روزی‌ که دوستت نداشته باشد...
قضیه شکل دوم:
با این‌همه، می‌دانی! هیچ‌وقت تظاهر نمی‌کند. جانماز برای‌ات آب نمی‌کشد. پیچیدگی‌ شخصیتی ندارد...خوب یا بدش هم همان است که روبه‌روی‌ات می‌‌بینی‌. در کنار او بودن راحت است و نیست...
او یک نوجوان‌مرد ۶۰ و خُرده‌ای ساله است که هیچ‌وقت بزرگ نمی‌شود!

2 comments: