خون
جوانان بود و خون پیران بود و هردو تازه بود و بدان آسیابها گرداندند.
شمشیرها آخته بود و خندقها به خون انباشته و خباثت بر عالم سلطان بود.
خباثت سلطان بود و خون جوانان بسته شد و آب از آسیابها افتاد و مورخان در
رسیدند. نعشها بر زمین بود و خونها بسته و لاشخورها بودند و مورخان نیز.
لاشخور بود و مورخ بود و خباثت بر عالم حکمفرما بود و خندقها انباشته و
جنگلها سوخت و این تاریخ شد. تاریخ بود و مورخان آنرا به طومار کردند و
سیم و زر بر اشتران به گنجینهها بردند. تاریخ به طومار بود و طومار ارجوزه
شده و ارجوزه ابزار شیاطین بود و اینهمه کلام بود. و سالها چنین بود و
قرنها چنین بود.
No comments:
Post a Comment