Tuesday, 28 January 2014

ترجمه متن رساله پولوس رسول به کاتبان | باب اول | آیات ۲۵-۳۲

خون جوانان بود و خون پیران بود و هردو تازه بود و بدان آسیاب‌ها گرداندند. شمشیر‌ها آخته بود و خندق‌ها به خون انباشته و خباثت بر عالم سلطان بود. خباثت سلطان بود و خون جوانان بسته شد و آب از آسیاب‌ها افتاد و مورخان در رسیدند. نعش‌ها بر زمین بود و خون‌ها بسته و لاشخور‌ها بودند و مورخان نیز. لاشخور بود و مورخ بود و خباثت بر عالم حکم‌فرما بود و خندق‌ها انباشته و جنگل‌ها سوخت و این تاریخ شد. تاریخ بود و مورخان آن‌را به طومار کردند و سیم و زر بر اشتران به گنجینه‌ها بردند. تاریخ به طومار بود و طومار ارجوزه شده و ارجوزه ابزار شیاطین بود و این‌همه کلام بود. و سال‌ها چنین بود و قرن‌ها چنین بود.

Friday, 10 January 2014

گر صبر کنی... چی‌؟

این‌که بر مخیله گرامی‌ روزها فشار بیاوری و بعد از کلی تعمق و تفکر به این نتیجه برسی‌ که در حال حاضر سعی‌ و تلاش و جنگ و جدال بیهوده است و تنها کار عقلانی همان صبر است که بزرگان بارها فرموده‌اند، کار چندان کمی‌ نیست... دستِ کم برای نگارنده که هفت ماهه به این باغ وحشِ عالم نزول اجلال کرده است.