Saturday, 8 June 2013

وقتی‌ کتمان کردی


قسم به آن لحظه 
که مُردم
تمام شدم
سوختم...

4 comments:

  1. ققنوس "مرغی نادر و تنهاست و جفتی و زایشی ندارد. اما هزار سال یکبار، بر توده‌ای بزرگ از هیزم بال می‌گشاید و آواز می‌خواند و چون از آواز خویش به وجد و اشتیاق آمد، به منقار خویش آتشی می‌افروزد و با سوختن در آتش تخمی از وی پدید می‌آید که بلافاصله آتش می‌گیرد و می‌سوزد و از خاکستر آن ققنوسی دیگر متولد می‌شود.
    http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D9%82%D9%86%D9%88%D8%B3

    ReplyDelete
  2. بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد

    ReplyDelete
  3. آب بر آتش تو ریختم و سود نکرد

    ReplyDelete