در جایی که ایستادهام مرکز ثقل زمین است. بله، درست همینجا! عشق را از شرق میفرستم به شمال، از شمال به غرب و از غرب به جنوب. و تمام فاصلههایی که این جهات پر میکنند. از جنوب به جنوبشرقی، از جنوبشرقی به شرق، از شرق به شمالشرقی و از شمالشرقی به شمال. از شمال به شمالغربی، و از شمالغربی به غرب. از غرب به جنوبغربی، و...
عشق از خانهام میگذرد و از محلهمان. از این شهر و از این کشور... از تمام آبها و خشکیها و از این سیاره و از این کهکشان... به شعاع بینهایت