Sunday, 28 April 2013

اسیر زمین

بال‌زنان آرام و آهسته به زمین فرود آمد. نور نقره‌ای رنگِ ماه همه چیزی بود که برای زندگی‌ جاودانی‌اش نیاز داشت. خوش‌بختی‌اش را باور نمی‌کرد. با خودش گفت: همین است سرزمین جاودانگی من؛ زمین...و به‌خواب فرو رفت. چمشمان‌اش را که باز کرد به‌جای نور نقره‌ای ماه، رگه‌های طلایی نور خورشید را دید که نیمی از بدن او را به رنگِ برنز درآورده بود. کمی که گذشت، دیگر توانِ بال زدن و فرار نداشت. در مدت زمان کوتاهی به یک مجسمه کاملن برنجی تبدیل شده بود. آری؛ سرزمین جاودانی‌اش را یافته بود، اما اسیر برای همیشه...

سحر بحیرایی- منچستر | آوریل ۲۰۱۳

شرح عکس: موجود افسانه‌ای نیمه انسان ساخت منطقه‌ی لرستان
قرن هفتم یا هشتم پیش از میلاد